گلهای زیبای زندگی ما

خاطرات پسرهای گلم :علی و مهدی
 
دلبر مامان:×
ساعت ۸:٥٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳۸٥ : توسط : مامانشون

دیروز دوازدهم دیماه برای دومین بار(توی 3 سال و هشت ماه)مهدی به آرایشگاه رفت و موهاشو کوتاه کرد.البته نا گفته نماند که مامان بزرگ مهدی موهای مهدی رو کوتاه میکردند ولی مهدی اصلاً وقت کوتاه شدن موهاش نمی نشست و خیلی اذیت میکرد.

خلاصه اینکه آقای آرایشگر بعد از کوتاه کردن موهای علی آقا به مهدی گفت حالا نوبت شماست و مهدی روی صندلی نشست،وقتی پرسید چه مدلی موهاشو کوتاه کنم؟ گفتیم آلمانی. آقاهه گفت: چون پوستش سفیده  آلمانی بهش نمیاد .گفتیم: یه دفعه دیگه هم کوتاه کرده ،زشت نشده و...

 

مهدی با موهای آلمانی-نوروز85

 

بالاخره قرار شد هر مدلی که به مهدی میاد موهاشو کوتاه کنه.البته مهدی هم ساکت و بی سر و صدا نشسته بود و فقط نگاه میکرد،بعد آقای آرایشگر گفت:من که اگه جای شما بودم موهاشو کوتاه نمیکردم ،چون هم خوش حالته هم خوشرنگه!!!!

مهدی هم که خودشو تو آینه میدید و لبخند ملیحی میزد با روپوش سلمونی قیافه ی مظلومی پیدا کرده بود .

آقای آرایشگر مشغول شد و مهدی هم همکاری لازم رو انجام داد هر وقت میگفت سرت رو پایین بگیر می برد پایین و....

بعد از آرایشگاه طبق قولی که به این آقا دامادهای کوچولو(بعد از سشوار کشیدن موهاشون شبیه آقا دامادها شده بود ،حیف که دوربین همرام نبود تا عکس بگیرم)داده بودیم بطرف سوپر مارکت رفتیم و دو لپ لپ به انتخاب علی آقا (بعلت سرمای شدید من و مهدی از ماشین پیاده نشدیم) خریداری شد.

بعد هم به خونه اومدیم و مهدی و علی رو به حمام بردم.وقتی لباس مهدی رو می پوشیدم همش به من نگاه میکرد و می گفت: وای چه دلبر شده ،چه ناز و خوشگل شده....دیروز.من اصلاً حواسم نبود که مثل همیشه وقت حموم کردن این حرفها رو بهش بزنم حالا مهدی آقا داشت یاد آوری میکرد بوسیدمش و از حمام اومد بیرون و بعد هم نوبت علی آقا.

وقتی اومده بود بیرون بابای محترم موهاشو شونه زده بود بعد هم آقا مهدی بنا به سفارش مامان Cream مرطوب کننده رو برداشته وبه  دست و صورتش می مالید. فقط خدا رحم کرد که زود به داد ِ Cream رسیدم

وای چه دلبر شده !!!چه ناز و خوشگل شده

وگرنه همشو داشت مشت و مال میداد بین دو تا دستاش وکلی ذوق میکرد.

 

عزیز دل مامان=مهدی

بعد از شام هم همینطور که با خودش بازی میکرد خوابش برده بود.   

 

مهدی با چشمانی پر از خواب