گلهای زیبای زندگی ما

خاطرات پسرهای گلم :علی و مهدی
 
بازم دروغ مفت+کی باید بگه عمه؟؟
ساعت ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٠ آبان ۱۳۸۸ : توسط : مامانشون

عشق مامان:*

چند شب پیش ،طبق معمول وقت خواب ،و بعد از خاموش شدن لامپهای خونه،مهدی دوباره هوس کرده بود که به اطلاعات عمومیش اضافه کنه

بدلیل دیدن سریال" م س ا ف ر ان"

مهدی: مامان، جایی به اسم  سوو ِ د  اصلا وجود داره؟

من: سوئد ؟؟

مهدی:بله همون سوئد؟

من:بله.

مهدی:کجاست؟ توی فضا؟

من:نه،سوئد اسم یه کشوره که اتفاقاً رو کره زمین ِ.

مهدی: عجب!!!پس چرا فضائیها میگن ازسوئد اومدن؟

من: چون نمیخوان همه بفهمن فضائی هستن

مهدی: این" ص دا و س ی م ا" همش دروغ مفت میگهزودباش

من:

*******

مبین ،عزیز دل عمه:*

دو روز پیش مبین(پسر دایی مهدی) اومده بود خونه ی مابغلمیخواست در مورد یکی از برنامه هایی که دیده با فاطمه حرف بزنهتایید

مبین: عمه؟

من: جونم؟

مبین در حالیکه به فاطمه اشاره میکرد بازندهگفت:با این یکی  عمه هستم با شما نیستم

مهدی:این یکی دختر ِ عمه هست

مبین:ولی من دوست دایَم(دارم) به فاطمه هم بگم عمه

مهدی: خوب اگه تو بهش بگی عمه ،ما هم باید بهش بگیم خاله

فاطمه:اشکال نداره مبین جون تو بگو عمه

مهدی:فاطمه  چرا "نمی ف ه م ی "؟ فقط بچه های داداشات  ،یعنی بچه های ما ،باید بهت بگن عمه

 

من و فاطمه:

فدای چشمات برم دلبرکم:*

مبین عزیزم

**********