گلهای زیبای زندگی ما

خاطرات پسرهای گلم :علی و مهدی
 
علی مهربونم،خیلی دوستت دارم:×
ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ آبان ۱۳۸۸ : توسط : مامانشون

برای تو می نویسم!!!

 

علی مهربونم ، هفته پیش وقتی بعد از تموم شدن جلسه اولیاء و مربیان مدرسه ، مثل بقیه مامان ها رفتم جلو تا از معلـّمتون در مورد وضعیت درسی و اخلاقیت بپرسم،همینکه حرفم تموم شد جلوی همه ی اولیاء معلمتون گفت:" علی ،واقعاً عالیهدست،تازه خط خوشگلش که منو کشته " نمیدونی چقدر خوشحال شدم؟؟؟بغلنمیتونستم اشک شوقی که تو چشمم حلقه زده بود رو از بقیه پنهان کنم!!!

فدات بشم علی جونم

بدون اینکه متوجه بشی وقتی رفته بودی بیرون از دفتر مشقت عکس گرفتم

 

پسر عزیز و خوشگلمبغل ،هر وقت  رفتم طبقه پایین ،مامان بزرگ یا خاله ها گفتند: "علی خیلی خوش قلب و مهربونه" .

عاشقتم گل پسر:*

فدای تو و خنده های قشنگتبغل

همیشه وقتی نگاهت می کنم بهم لبخند میزنی (،حتی اگه تب داشتی ولی نخواستی نگرانت بشم یا غصه بخورم،)فقط بخاطر خوشحال کردن دل من!!! از آخرین بار که بهت گفتم :عاشق خنده هاتم بغل،هنوز ندیدم هیچوقت بدون لبخند به من نگاه کنی.الهی فدای تو و دل پاک و مهربونت برم من ،عزیز مهربونم

قربونت برم مهربون مامان:*

قربونت برم جیگر طلا من

علی خوشگل و  مهربونم ،قلب پاک و بی آلایش تو مملو از عشق و محبته نازنینم.بغل

فدای تو و ژست گرفتنتبغل

دوستت دارم

 

عشقمی،عمر می، نفسمی ،قلبمی ،زندگیم !!!

برای تندرستی ،سلامتی و موفقیتهای روز افزونت از صمیم قلبم دعا میکنم.

 

(نظر بدهید) :  گلخونه