گلهای زیبای زندگی ما

خاطرات پسرهای گلم :علی و مهدی
 
نماز آیات+تصادف
ساعت ٤:٠٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ آبان ۱۳۸۸ : توسط : مامانشون

عزیز دلم علی:*

سلام

دیروز زنگ هدیه های آسمانی بهمون طرز خواندن نماز آیات رو یاد دادند و امروز وقت اذان برای خواندن نماز آیات وضو گرفتیم و به نماز خانه مدرسه رفتیم. من از خواندن نماز با ۱۰ رکوع واقعا لذت بردم.

یکی از همکلاسی ها که کنار من بود بعد از رکوع دوم بود که حواسش انگار پرت شد و میخواست به سجده بره ولی نیم خیز بلند شدو ایستاد و بقیه نماز رو همراه بقیه خواند .

امروز زنگ خونه وقتی با سرویس می اومدیم تو یکی از خیابونها تصادف وحشتناکی شده بودوحشتناکنفهمیدیم که خدای نکرده کسی هم طوری شده بود یا نه؟؟چون دو تا ماشینی که به هم خورده بودند داغونه داغون بودندیه ز *ا*نتیا با یک تو*یو*تا تصادف کرده بود و درهای تو*یو*تا  کاملاْ داغون شده بودزودباش وقتی ما از اونجا رد می شدیم یکی از ماشین های امدا *خود*رو اونجا بود و زا*نتیا رو با خودش می برد و یه بنده خدایی هم داشت تکه های جدا شده از ماشین رو میگذاشت تو ماشین امداد خو*رومن که فکر کنم مقصر همون راننده زا*نتیا بودهبازندهچون بنظر می رسید تو*یو *تا کنار خیابون پارک بوده وحتی راننده هم توماشین نبودهتازه اینقدر محکم تصادف کرده بود колобокکه خورده بود به درخت

 

نظر بدهید