گلهای زیبای زندگی ما

خاطرات پسرهای گلم :علی و مهدی
 
جریمه می شویم!!!
ساعت ٧:٥٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ آذر ۱۳۸۸ : توسط : مامانشون

سلام

 

امروز زنگ تفریح متوجه شدیم بالاخره بعد از دو ماه روزنامه دیواریها رو به دیوار زدند ولی هنوز که خبری از روزنامه انتخاب شده و جایزه نیست.

یکی از هم کلاسیها میگفت قراره دهه فجر به بهترین روزنامه دیواری جایزه بدهند.حالا معلوم نیست کدوم حرف این معلم بهداشت راست باشه و اصلاً از جایزه خبری باشه؟رویا

ورزش امروز حسابی بهمون مزه داد هوراو با نتیجه 5 =5  بازی و زنگ ورزش تموم شد یک پنالتی رو هم من زدم تازه به بهترین دروازه بان که دروازه بان تیم مدرسه هم هست.

امروز از بس رونویسی کردم دستم درد گرفته نا فُرم، بین خودمون بمونه معلّم منو جریمه کرد!!!شرمندهچون گفت داشتی با کناریت حرف میزدی ،من چیکار کنم وقتی کناریم ازم سؤال پرسید؟؟اگه جوابشو نمی دادم که شوخیمی گفت علی بدجنس و خسیسی.من نبودم

به مامان گفتم دیگه خسته شدم از بس نوشتم(9 صفحه از رو کتاب علومزودباش)مامان گفت :معلمتون که هیچوقت اینهمه مشق نمیدادابرو،نکنه جریمه شدی؟شکستتعجب کردم که مامان از کجا متوجه شده اینا مشق نیست و جریمه است متفکرکه خودش گفت :تو جلسه انجمن معلمتون گفت اگه دیدین تکلیفشون تموم نمیشه مطمئن باشین جریمه شدنمنتظر.دیگه چاره ای نداشتم که راستشو بگمتایید  و مامان هم بعد از شنیدن حرفهام ازم پرسید چند صفحه از 9 صفحه جریمه ات مونده؟بازندهگفتم 3 صفحه.شرمندهگفت تا هر جاشو نوشتی  بسهقهر فردا به معلمتون بگو دستم درد میکرد نتونستم بقیه اش رو بنویسمعجله و ازش  معذرت خواهی کن و از همه مهمتر ازاین به بعد با کناریت حرف نزن.

منم گفتم من نمی تونم جواب دوستم رو ندم.

مامان هم گفت:خوب پس بشین جریمه هاتو بنویس و اینقدر غــُر نزن!!

خلاصه قرار شد فردا صبح زودتر بیدارم کنه تا بشینم ادامه جریمه ها رو بنویسم. الان هم اومدم تا خاطراتمو توی" وُرد " تایپ کنم و مامان فردا بذاره تو وبلاگم بقول داداش بزرگه زنگ تفریحه زنگ تفریحه

من دیگه برم زودتر ب خ و ا ب م چون فردا صبح زود باید بیدار بشم.

شب به خیر

*******************

نظرات دوستان