گلهای زیبای زندگی ما

خاطرات پسرهای گلم :علی و مهدی
 
دهه اول محرم در مدرسه ما
ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ دی ۱۳۸۸ : توسط : مامانشون

سلام

عزاداریهاتون قبول حق تعالی انشاءالله.

از شنبه تا امروز که پنجشنبه است حال و هوای مدرسه ما هم مثل حال و هوای هر کوچه و خیابونی خیلی فرق کرده،سر در ِ مدرسه با پرچم های سیاه رنگ پوشیده شده،و این یعنی بچه های این مدرسه هم به احترام ماه خون و قیام ماه محرم ،ماه شهادت ابا عبدالله ع و یارانشون عزادارند.

هر روز بعد از زنگ اول زنگ تفریح که میخورد همه به حیاط مدرسه می رفتیم و بصورت دایره می ایستادیم.بعضی بچه ها با خودشون طبل آورده بودند و بعضی سنچ و اکثر بچه ها سیاه پوشیده بودند و بعضی هم زنجیر آورده بودند ، که منم با خودم زنجیر برده بودم هر روز یکی از بچه ها نوحه میخوند و بقیه بچه ها یا زنجیر می زدند و یا سینه می زدند.

 حال و هوای مدرسه حال و هوای خوبی بود من که خیلی از این مراسم عزاداری لذت می بردم و این ۲۰ دقیقه رو خیلی دوست داشتم .دیروز بچه های مهد کودک نزدیک مدرسه مون رو آورده بودند تو مدرسه ی ما(همون زنگ که عزاداری میکردیم) وقتی تو بچه کوچولوها که دختر و پسر بودند نگاه کردم دیدم بعضیها با دستای کوچولوشون به سینه می زنند.

مامان می گفت خوش به حالتون ،حتماْ برامون دعا کنید وقتی که زنجیر می زنید یا وقتی که سینه می زنید.

دیروز وقتی برای رسیدن به این دایره ای که تو حیاط برای عزاداری تشکیل میشد از سالن مدرسه بیرون اومدم آقای فتحی که دید داریم پیشانی  بند یا حسین می بندیم گفت:"فدای هر چی بچه هیئتی با صفاست برم من"

زیارت عاشورا و زنجیر زدن به عشق امام حسین ع خیلی لطف داره .

دیروز بعد از تموم شدن مراسم ،شربت عرق نعناع هم بعنوان نذری تو مدرسه خوردیم.

از هفته آینده امتحاناتمون هم شروع میشهباید بشینیم درس بخونیم

نظرات دوستان