گلهای زیبای زندگی ما

خاطرات پسرهای گلم :علی و مهدی
 
محرومیت از ورزش
ساعت ۸:۱٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ دی ۱۳۸۸ : توسط : مامانشون

سلام

بخاطر همدردی همه ی دوستان عزیز  بخاطر مامان دوستم سجاد،ممنونم .

این هفته امتحاناتمون شروع شده و مشغول کتاب و درس و مدرسه ایمو لی بازی رو هم کنار نگذاشتیمدیروز امتحان پایه علمی داشتیم از تمام درسهامونکه من از ۳۵ نمره ،۳۴ نمره گرفتمخلاصه که از خوشحالی نتایج امتحان داشتیم ابراز احساسات میکردیمکه مبصر کلاس(این هفته سجادِ)اسمهامونو نوشت و به خانم معلم دادو طبق مقررات مدرسه تا سه هفته باید کنار سکّو بایستیمکلافه.و از ورزش محرومیم.چند نفر دیگه هم باهم صحبت میکردند ولی سجاد فقط اسم من و دانیال و علیرضا رو نوشته بود و به معلم دادсмайлыوقتی فرستادنمون دفتر مدرسهآقای فتحی تا چشمش به من افتاد گفت: به به،چشمم روشنتوقع نداشتم علی رو هم تو جمع شلوغهای کلاس ببینم

علی عزیز م و مهدی عزیزم در یک صبح پاییزی

دیروز محمد علی بهم گفت میگرن داره،خیلی ناراحت شده بودم و فکر میکردم بیماریه بدیه وقتی اومدم خونه از مامان پرسیدم میگرن چه جور بیماریه؟ و مامان گفت سر دردهای عصبی رو میگرن میگن. باز پرسیدم بیماریه سختیه؟مامان گفت:بیماری خطرناکی نیست ولی برای یک پسر بچه ی ۹ ساله خوب سخته که سر درد میگرنی داشته باشه.

******************

پسر مهربون و عصبانی مامان

رانندگی بی نظیر علی مهربونمتشویق

*****************

نظـــــــــــــرات دوستان