گلهای زیبای زندگی ما

خاطرات پسرهای گلم :علی و مهدی
 
امتحان وجایزه
ساعت ٧:۱۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ دی ۱۳۸۸ : توسط : مامانشون

بدان که این ماه معروف به نحوست است و براى رفع نحوست هیچ چیز بهتر از تصدق و ادعیه و استعاذات وارده نیست و اگر کسى خواهد که محفوظ ماند از بلاهاى نازله در این ماه در هر روز ده مرتبه بخواند چنانکه محدث فیض و غیره فرموده یَا شَدِیدَ الْقُوَى وَ یَا شَدِیدَ الْمِحَالِ یَا عَزِیزُ یَا عَزِیزُ یَا عَزِیزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِکَ جَمِیعُ خَلْقِکَ فَاکْفِنِی شَرَّ خَلْقِکَ یَا مُحْسِنُ یَا مُجْمِلُ یَا مُنْعِمُ یَا مُفْضِلُ یَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَ کَذَلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ

***********

 

 

مژده امشب جنت الفردوس زیب و فر گرفت                

 عرش و فرش و کرسی و لوح و قلم زیور گرفت

مطلع   الفجر   رجب  در  بین  دیگر  ما هها               

  با  طلوع   بدر    کامل   رونق   دیگر     گرفت

گشت  خورشید جهان  آرا  خجل از روی او                  

 تا  این  مه پرده  از  روی  منیرش  بر    گرفت

حق   تعالی   با   قدوم   باقر   العلم   نبی               

   گرد  غم  از  چهره ی  هر  مومن مضطر گرفت

تا  که  این مولود زیبا دیده ی خود را گشود                  

بوسه  بر  رخسار  ماهش  مهربان  مادر گرفت

 

میلاد با سعادت پنجمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت امام محمد باقر (ع) را به ساحت مقدس امام عصر (عج) وتمامی شیعیان وشیفتگان حضرتش، بویژه شما گلچهرگان عزیزو مهربان تبریک وتهنیت عرض میکنم. 

****************

علی نوشت:

دوشنبه ۲۸ دیماه

سلام

بالاخره ۳ تا از امتحانات ما برگزار شد و امروز دو تا از نمره هامون رودادند ،"بنویسیم"رو ۵/۱۹ گرفتم و" ریاضی" رو ۲۰ ولی فکر کنم دیکته رو هم ۲۰ نگیرم چون پیشگویی رو اینجوری نوشتم:پیش گویی.بخاطر نمرات ۲۰ تا حالا دو تا چک(با کسر چ) بعنوان جایزه گرفتم ،راستش تو مدرسه ما بعنوان جایزه بهمون چک میدن که ارزش ریالیش زیاد نیست ولی هیجانش خیلیه و هر وقت تعداد چکهامون زیاد شد میتونیم به ۳ تا اسباب بازی فروشی های شهرمون که با مدرسه قرارداد دارن مراجعه کنیم و به اندازه چک هامون به سلیقه و انتخاب خودمون اسباب بازی بخریم.

امروز بعد از خوردن ناهار از مامان خواستم برام سوال تاریخ(۸تا) ومدنی(۸ تا) بنویسه (یعنی امتحان بگیره) تا با خیال راحت بتونم بازی کنمсмайлы و مامان هم برام ۱۶ سوال تاریخ و مدنی نوشت و بعد هم به داداش مهدی دیکته گفت و بعد از اونهم مشغول بافتن شد. سوالاتمو جواب دادم و مامان صحیحشون کرد که همه رو درست جواب داده بودم بعد هم خواستم ازم بپرسه که گفت با جوابهایی که دادیсмайлы معلومه خوب درس رو بلدی ولی اگه بخواهی ازت بپرسم باید سر شب بپرسم ،الان اگه کار دیگه ای داری انجام بده.به هر کدوممون(من و داداشی) نیم ساعت اجازه داد عجلهتا پلی استیشن بازی کنیم و بعدش هم برنامه کودک دیدیم و جاتون خالی گریپ فروت رو مدل نارگیلی خوردیم. که واقعاْ مزه داد.

بعد از اینکه بابا ومامان همراه محمد بیرون رفتند تا محمد رو به دکتر ببرند من و مهدی تا تونستیم فوتبال بازی کردیم ، وقتی برگشتند معلوم شد محمد آمپول زده ،بعد هم خواهر جانколобок ازم تاریخ ومدنی پرسید که همشو بلد بودم و خدارو شکر کردم و خیالم راحت شد.راستی! یادم رفت بگم امروز سر صف مدیر مدرسه مون گفت ماه صفر رسیده ماهی که باید حتماً صدقه بدیم من و داداشی از مامان پول گرفتیم تا فردا قبل از رفتن به مدرسه توی صندوق بیندازیم.

خوب و خوش باشید

                                  ****************

   نظــــــــرات دوستان