گلهای زیبای زندگی ما

خاطرات پسرهای گلم :علی و مهدی
 
پنجشنبه به یاد موندنی
ساعت ٩:٠٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٩ بهمن ۱۳۸۸ : توسط : مامانشون

علی در وبلاگش نوشت:

سلام

پنجشنبه زنگ تفریح  بعضی از بچه ها خیلی شلوغ بازی در آوردند و کلاس رو ریخته بودند به هم و لی همه با هم می گفتیم دیگه ساکت نمیشیم ما میخواهیم شاد باشیم شادی کنیمو اینقدر بالا و پایین پریدیم و شعر خوندیم که خدا می دونهولی خداییش خیلی خوش گذشت تازه یکی ازبچه ها شعرهای اول ا ن ق ل ا ب رو تغییر داده بود و میخوند و بقیه تکرار میکردند.وقتی رسیدیم خونه مامان خونه نبودما هم که عادت نداریم و همیشه مامان درو برامون باز میکنه خیلی ناراحت شدیم که نکنه خسته شده گذاشته رفته؟؟؟ولی بعد ازچند دقیقه ای که گذشت خودش تماس گرفت و ما فهمیدیم که نه قهر نیست الان بر میگرده خونه.

راستی اون ۸ سوال رو معلم ایراد گرفت و گفت چرا تکلیفت کامل نیست؟؟؟آخ که دلم میخواست خجالت نمی کشیدم و داد میزدمکه اگه تمام خطهای این درس رو هم میشد سوال نوشتده تا نبوووووووووووود

راستی دیشب فیلم آقای ه ف ت رنگ رو هم دیدیم جالب بود.منم برم کارهای مدرسه مو انجام بدم

خوب و خوش باشید.

**************

Birthday Party Supplies

نظرات دوستان