گلهای زیبای زندگی ما

خاطرات پسرهای گلم :علی و مهدی
 
خدایا صد هزار مرتبه شکر
ساعت ٩:٠۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٧ آذر ۱۳۸٥ : توسط : مامانشون

سلام دوستان عزیز و مهربونم. Hello 

سلام بر مامان های خوب و مهربون ِ آرش جون، ارغوان جون  پرنیان جون ،دل آرام جون جون و آرام عزیزکه با کامنتهای پر مهرتون به من دلگرمی دادین.

همه ی شما ها و دلبندانتون رو دوست دارم و برای شما و جگر گوشه هاتون آرزوی سلامتی و شادکامی میکنم.

 

*******

خدای خوب و عزیزم تو را شکر گزارم که به لطف بیکران تو و دعای این مادران ِ مهربون بعد از چهار شبانه روز بالاخره تب ِ مهدی قطع شد و دیشب بعد از چهار شب ،اولین شبی بود که مهدی نازنینم راحت خوابید.

باز هم از همه ی شما مهربانان که هر یک نشانه ای از مهربونی خدا روی زمین(مادر=نشونه ی مهربونی خدا روی زمین) هستید تشکر و قدردانی میکنم و دست یکایک شما عزیزان را از راه دور میبوسم.امیدوارم دلبندانتون همیشه سلامت و شاد باشند که نهایت آرزوی همه ی پدرها و مادرها همینه.

دلهای مهربونتون مملو از شادی و لبهای قشنگتون مزین به لبخند رضایتمندی.

 

تقدیم به مامانهای خوب و مهربون آرش-ارغوان-دل آرام-پرنیان و ارام عزیز

 

**********

 

خدایا صد هزار مرتبه شکر

 

**********

ته تغاری ِ من و بابا مهدی ِ عزیز حالش خیلی خوب شده ،ولی هنوز سرفه میزنه ،داروهاشم میخوره(ولی به هزار مکافات) الان هم به من گفت اگه عکس گرفتنت تموم شد یه کم ماکارونی برام بیار.دیروز ناهار ماکارونی داشتیم ولی مهدی اصلاً این چند روز غذا نمیخورد. من سهم مهدی رو توی یخچال گذاشته بودم و الان گرم کردم بهش دادم.  و یه عکس هم گرفتم(عاشق چهازانو نشستنش هستم هر وقت میخواد چیزی رو نوش جان کنه!!!!) تو این عکس ببینید....

 

مهدی عزیز  در حال ماکارونی خوردن(امروز صبح)

 

*******

در آخر هم اگه دوست داشتین،  چند تا عکس از مهدی ببینید

 1-مهدی تبدار  که روی صندلی خوابش برده

2- مهدی بعد از یه حمام آبگرم (امروز صبح)

3- مهدی اخمو و عصبانی  بخاطر عکس گرفتن مامان(امروز صبح)