به یمن میلاد پیامبر (ص)

 

سلام

عیدتون مبارک. دوست صمیمی من (امید) با دوچرخه به مدرسه میاد و  اصالتاً آذری هست و بسیار مهربان و خونگرم. همیشه بعد از اینکه زنگ خونه می خوره کنارم منتظر می ایسته تا بابا یا مامان بیایند دنبالم ،بعدش امید سوار دوچرخه میشه و خداحافظی می کنه و به خونه شون میره هر چی هم اصرار کنم که تو نمیخواد بمونی و به خونه برو ،گوش نمیده و میگه اشکال نداره . امید تو تیم فوتبال نوجوانان هم هست و خیلی هم منو تشویق می کنه که به تیم نوجوانان برم ولی چون بیشتر اوقات همراه تیم به مسافرت میره خیلی از درس عقب می مونه و من نمیخوام فوتبال به درسم لطمه بزنه خلاصه که امید دوست خیلی خوبی ِ.شاید امسال به شهرشون (ارومیه) برگردند و سال دیگه نتونیم همکلاس باشیم. دیروز بابای امید به مناسبت عید مولود پیامبر (ص) و امام جعفر صادق(ع) به کلّ مدرسه کیک و آبمیوه داد.

دیشب همگی به پیشنهاد مهدی به سرزمین رؤیایی رفتیم. خیابونها حسابی شلوغ و پرترافیک بود . اتفاق جالبی که افتاد تو شلوغی و این ترافیک یک لحظه ماشین خاموش شد ،مهدی صداشو مدل صدای ضبط شده ماشین در آورد و گفت: "لطفاً پاتونو از رو کلاچ بر ندارید"

به سرزمین رؤیایی رسیدیم که اونجا هم حسابی شلوغ بود بابا برامون بلیط خرید و ما هم با مسابقه موتور سواری شروع کردیم که من اول شدم و من روی موتور آبی رنگ سوار شدم و مهدی روی موتور قرمز و در آخر هم بسکتبال بازی کردیم که خیلی هیجان داشت. بعد هم از مکعب  جایزه  ها که مهدی مثل باب اسفنجی جایزه صید میکرد و من مثل دوست باب اسفنجی موفق به صید جایزه نشدم وقت بر گشتن به خونه هم بستنی خوردیم البته مهدی آبمیوه خوردخوشمزهشام هم پیتزا خوردیم  بابا جون ممنونیم بغلو بعد از دیدن خنده بازار مهدی از خستگی خوابش برد. 

/ 8 نظر / 9 بازدید
heti

خدا رو شکر که مهدی خوب خوب شده .وایشالله دیگه اونجوری مریض نشه . [قلب] چقدر بامزه گفتی مثه باب اسفنجی جایزه می بره [نیشخند]

[بغل][ماچ][ماچ][ماچ][قلب][قلب]سلام عزیزان من عیدتون مبارک [ماچ][ماچ][ماچ] خداروشکر که عزیز دلم حالش خوب شده وباز شیطنتها و ورزش قربونتون برم الهی همیشه سلامت وشاد وخندون در پناه خدا

پریسا

عیدتون مبارک باشه ایشالا ، تنتون سالم باشه ایشالا ، سایهٔ پدر مادرتون بالا سرتون باشه ایشالا و خدا رفتگانتون رو بیامرزه ♥ ایشالا که امروز بهترین روز زندگیتون باشه ♥[قلب]

NextHoliday.ir

وبلاگ جالبی دارین. به ما هم سر بزنید اگه خوشتون اومد یه رای مثبت تو جشنواره وب هم بهمون بدین. ممنون

سهیلا مامان درسا جون

چه دوست خوبی داری علی جون چقدر مهربونه حیف که سال دیگه با همدیگه نیستید واقعا دست بابایی درد نکنه ماشاالله (بزنم به تخته) چه حوصله ای دارند ایشون که شماها وروجک ها رو میبرند سرزمین رویایی بعدشم مکعب جایزه ها بعدترشم بستنی خورون بعدترترشم شام و اینا خدا قوت [گل]

زهرا

سلام چه دوست مهربونی داری علی آقا. اگر به شهرشون برگشت سعی کن دوستیتو باهاش حفظ کنی. همیشه در کنار خانواده گلت شاد باشی[گل]

آزاده(مامان دیانا&آوینا)

به به چه گشتی بوده.همیشه به تفریح و شادی[لبخند] در ضمن ژاکت مهدی جان خیلی قشنگه و برازنده شه.[لبخند][گل]